Wednesday, May 28, 2008

داستان شقايق

بهزاد ارجمندم که برايم پيام گذاشتی خيلی سپاسگزارم، نام من مستعار نيست واقعی است.

در مورد دوستانم، همانطور که عرض کردم کسی به من پول نداده که شما را روشن کنم اينها در جمهوری اسلامی آخوندی شما مرسوم است. من در غربت بزرگ شدم و داستانهای زيادی مانند قصه ی شما را ديده ام که عناصر آن 99 درصد شبيه هم بوده اند بنابراين بخوبی ماجرای شما را تا 99 درصد درک می کنم.

چندين سال پيش يادم می آيد دو دختر کوچک که پدر و مادرشان پزشک بودند و خانواده محترمی هم هستند در بلژيک، ناخواسته توسط پدرشان به ايران برده شدند.

آن دختر ها يک روز با استفاده از غفلت پدراز خانه زدند بيرون و تاکسی گرفتند و يکراست رفتند سفارت بلژيک در تهران و خواستار بازگشت به بلژيک شدند.

چرا؟ چون هر بچه ای که در بلژيک بوده باشد و به ايران برود می فهمد کجا بهتر است! ولی مثل اينکه شما هنوز نفهميدی و فقط برای خالی کردن عقده خودتان می خواهيد با سرنوشت دختر معصومت بازی کنی و فقط با نابود کردن آينده او و شکستن دل همسر سابقتان آرام می شويد؟

دلواپسی های يک پدر قابل درک و احترام است ولی خيالت راحت باشد، بچه ها اينجا بهتر، آزاد و آسوده ترند تا در جمهوری اسلامی شما.

گذشته از اين، اگر دادگاه تشخيص داده که حضانت دختر شما به مادرش واگذار شود، بی دليل نيست، بيخودی پای منافقين و صدام و آمريکا و اسرائيل را هم وسط نکش اينجا اگر نخست وزير بلژيک در يک پرونده قضايی دخالت بيجا کند شلوارش را روی سرش می آورند تا چه رسد به ديگران.

من نه شما را ديده ام و نه خانواده شما را ولی بی گمان دختر کوچکی مانند شقايق در کنار مادرش بسيار آسوده تر است تا در کنار پدر بی انصاف و دروغگويی مانند شما.

تو که نمی خواهی يک مو از سر شقايق کم بشود، اگر خدای نکرده فردا در تهران بيمار شود چکار می کنی؟ بيمارستان از تو 10 ميليون برای مداوايش می خواهد تا اجازه ورود به او بدهد ولی خوش انصاف، در بلژيک حتی اسمت را هم نمی پرسند و با آمبولانس و هلی کوپتر می برند در بهترين بيمارستان و اگر پول نداشته باشی به خرج دولت مداوايت می کنند.

1 comments:

بهزاد الصفی said...

جناب آقا/ خانم شهسوار
با سلام
سوال اساسی و در واقع دغدغه مهم من این است که:
در کجای دنیا یک دادگاه رای صادر می کند که هرگونه ارتباط بین فرزند و پدر کلا قدغن می باشد؟؟ بلژیک مانع آن شده که من طی 4 سال گذشته کوچکترین خبری از وضعیت دختر 10 ساله ام کسب نمایم به نحوی که نمی دانم اصلا آیا او زنده است ؟؟؟ و این علیرغم تمام تلاشهای من برای اطلاع از سرنوشت فرزندم می باشد . خود قضاوت کن آیا من بی انصاف هستم یا آنها؟ در تمام دنیا حق ملاقات برای والدین محفوظ است چرا که اولین کسی که از این مشکل زیان میبرد فرزند می باشد که شما می فرمایید خیالت راحت باشد که همه چیز برای فرزندت خوب و صحیح می باشد. بر اساس چه پروتکل و قانونی آنها بین من و فرزندم را جدایی انداخته اند؟ آیا این مغایر با اصول اولیه حقوق بشر نیست؟ آیا اگر کسی این بلا را سر خودشان بیاورد آنها دنیا را به هم نمی ریزند؟ حتما تو پدر نیستی و فرزند هم نداری که درک کنی من چه می گویم و حرف منطقی من

چیست مگر نه این طور قضاوت نمی کردی